السيد ابن طاووس ( مترجم : م - ر )

320

ادب حضور ( فلاح السائل ) ( فارسى )

أهله ، [ فأنت أهل الجود و الكرم و العفو و التّجاوز . يا ربّ ، يا اللَّه ، لا تفعل بى الّذى أنا أهله ، فإنّى أهل العقوبة ] و قد استحققتها ، لا حجّة لى و لا عذر لي عندك ، أبوء لك بذنوبى كلّها ، و أعترف بها كى تعفو عنّى ، و أنت أعلم بها منّى ، أبوء لك بكلّ ذنب أذنبته و كلّ خطيئة احتملتها [ يا : أخطأتها ] ، و كلّ سيّئة عملتها . رَبِّ اغْفِرْ وَ ارْحَمْ ، و تجاوز عمّا تعلم ، إنّك أنت الأعزّ [ الأجلّ ] الأكرم . » - اى خدايى كه بسيار دعا كردن جز بر گسترش عنايت و عطاى او نمىافزايد ، اى كسى كه گنجينه‌هايش تمام نمىشود ، اى كسى كه گنجينه‌هاى آسمان و زمين از آن اوست ، اى خدايى كه گنجينه‌هاى تمام امور كوچك و بزرگ براى اوست ، بدى من جلوى احسان و نيكى تو را نگيرد تا آنچه را كه شايسته آن هستى به من روا ندارى ، [ زيرا تو اهل بخشش و بزرگوارى و عفو و گذشت هستى . اى پروردگار من ، اى خدا ، با من آنچه را كه سزاوارم مكن ، كه من اهل عذاب هستم ، ] و اينك مستحقّ عقوبت توام ، و حجّت و دليلى و عذرى در نزد تو ندارم ، به همهء گناهانم در نزد تو اقرار و اعتراف مىكنم تا از من درگذرى . و تو نسبت به من از خودم آگاهتر هستى ، در درگاه تو به هر گناه و خطا و بدى كه مرتكب شدم اقرار مىنمايم . پروردگارا ، بيامرز و رحم آر ، و از تمام آنچه مىدانى در گذر ، كه تو سرافرازترين [ بزرگترين ] و بزرگوارترين هستى . بعد به پا خاست و داخل طواف شد ، ما نيز به خاطر قيام او ايستاديم ، فردا نيز در همان وقت بازگشت ، باز با آمدن او به سوى ما مانند گذشته به پا خاستيم ، و او در وسط مجلس نشست و به راست و چپ نظر افكند و فرمود : علىّ بن الحسين عليهما السّلام ، سرور عبادت‌كنندگان پيوسته در سجده‌اش در همين جا - و با دست به حجر اسماعيل زير ناودان اشاره نمود - مىفرمود : « عبيدك بفنائك ، مسكينك بفنائك ، فقيرك بفنائك ، [ سائلك بفنائك ] ، يسألك ما لا يقدر عليه غيرك . » - بندهء كوچك تو در آستانه توست ، مسكين و بيچاره‌ات در درگاه توست ، نيازمند به تو در درگاه توست ، [ سائل تو در آستانهء توست ] ، و از تو آنچه را كه غير تو بر آن قادر نيست ، درخواست مىنمايد .